سبحانسبحان، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 18 روز سن داره

روزهای مادرانه من

هفته سیزدهم مادرانه های من ...

      این فرشته کوچولوی ماست تو هفته ی سیزدهم ...   هفته سیزدهم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ هر چند كودك شما هنوز خيلي كوچك است، اما احتمالا شكم شما به زودي به قدري بزرگ خواهد شد كه همه خواهند فهميد شما باردار هستيد! در واقع اكنون كودك شما از فرق سر تا انتهاي بدن، حدود 7.5 سانتي متر يعني به اندازه يك ميگوي بزرگ! طول دارد و حدود 30 گرم است. صرف نظر از اندازه اندامها نسبت به يكديگر، بدن كودك شما در داخل رحم، كاملا شكل گرفته است. در مقايسه با چند هفته پبش، اندازه اندامهاي كودك شما متناسب تر شده و اندازه سر او در حدود يك سوم كل بدن است. انگشتان كوچك او (كه هر كد...
4 اسفند 1392

پایان راند اول ...

    سلام فسقلی ِ مامان  خوبی عزیزدردونه خونه ما ؟ وقتی مامان حالش بد میشه اذیت که نمیشی ، هان ؟ ... سفت مامان رو بچسب حسابی هم به خودت برس   جمعه دوم اسفند ماهِ 1392 شما 90 روزه شدی ... این ینی ما سه ماهه اولِ بارداری رو با لطف و کمک خدا پشت سر گذاشتیم ... و همه اینا ینی پایان ِ راند ِ اول                                                                     خیلی خوشحالم که هستی ... و...
4 اسفند 1392

ســـــــونو ان تی ...

  سلام وروجک مامان   سرت رو درد نیارم و برم سر اصل مطلب یکشنبه 21 بهمن 1392 رفتیم مطب آقای دکتر سعید خسروی برای سونو ان تی ... قبلا هم تو هفته نهم برای شنیدن صدای قلب خوشگلت رفته بودیم پیششون ... یادته که ؟ نوبتمون ساعت 3.5 بود اما حدودای 5 بود که رفتیم تو از بس مطب شلوغ بود ، مثل همیشه ... منم اینقدر دل تو دلم نبود و برای دیدنت ، یا بهتر بگم سالم دیدنت ، استرس داشتم که هر دقیقه برام مثل یه ساعت میگذشت ... این روزا هم همونطور که میدونی مامان عاشق شربت گلاب شده!!!!!!!!!!! چیزی که هرگز دوست نداشتم! ... پس یه بطری شربت گلاب خنک و خوشمزه درست کردم و با خودم بردم ... هم شیرین بود و باعث میشد شما بیدار بشی تا دکتر...
29 بهمن 1392

هفته دوازدهم مادرانه های من ...

  این شمایی کلوچه ی مامان ، تو هفته دوازدهم ...   هفته دوازدهم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ اندازه كودك شما به حدود 5 سانتي متر يعني تقريبا اندازه يك ليموترش رسيده است و حدود 15 گرم وزن دارد. صورت او به صورت يك انسان كامل شباهت بيشتري دارد. چشمهايش كه در ابتدا در دو طرف صورت او شكل گرفته بودند، به يكديگر نزديكتر شده اند و گوشهاي او در نزديكي مكان نهايي خود در دو طرف سر او قرار دارند. روده هاي كودك شما، كه آنقدر سريع رشد كرده اند كه تا حدي وارد بند ناف او هم شده بود، حركت بازگشتي خود را به سمت حفره شكمي آغاز مي كند. كليه هاي او، ادرار را در مثانه جمع آوري مي كنند. سلولهاي عصبي او به سرعت زياد شده اند ...
28 بهمن 1392

دومین دیدار ...

  سلام هدیه زیبای خدا ... خوبی عزیزکم ؟   امروز یکشنبه ست ... 1392/11/27 ساعت 2.5 بعد از ظهر ِ و من درست یک ساعت دیگه نوبت سونو دارم ... میام به دیدنت ... این دومین باریِ که میبینمت و باز هم ازت میخوام تا مثل بار قبل سالم و سرحال بیای سر قرار ... بی صبرانه منتظر دیدن تو هستم و ازون بیشتر منتظر اطمینان از سلامتی تو ... بهترین هدیه خدا   دل توی دلم نیست برای دیدنت ... برای دیدن سلامتیت ... برای دیدن خوبی و آرامشت ...   خدایا از صمیم قلب ازت میخوام فرشته ام رو در پناه لطف و مهربونیت صحیح و سالم حفظ کنی ... ازت میخوام همه ی فرشته هایی که به امانت به ما بخشیدی رو برامون صحیح و سالم نگه داری و ...
27 بهمن 1392

هفته یازدهم مادرانه های من ...

  سلام فرشته کوچولویِ مامان خوبی عزیزکم ؟... این شمایی تو هفته یازدهم ، انجیر ِ من   هفته یازدهم؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ كودك شما اكنون به اندازه يك انجير است و بدن او كاملا شكل گرفته است؛ حدود 3.8 سانتي متر طول و حدود هشت گرم وزن دارد. پوست او هنوز شفاف است و به همين خاطر مي توان اكثر رگهاي خوني او را به وضوح ديد. بعضي از استخوانهاي او در حال تشكيل شدن بوده و ريشه دندانهاي كوچك او به تدريج در زير لثه اش ظاهر مي شوند. انگشتان دست و پاي او كاملا از يكديگر جدا شده اند و او به زودي قادر خواهد بود كه مشتش را باز و بسته كند. او لگدهاي آرامي مي زند و كش و قوس مي آيد؛ حركات ريز او به قدري نرم و روان است كه بي...
23 بهمن 1392

عسلم خوبی ؟؟؟ ...

    این روزا حالم هیچ خوب نیست ... اما این خوب نبودن حال خودم نیست که آزارم میده ؛ چیزی که آزارم میده و همیشه نگرانش هستم سلامتی ِ فرشته ای ِ که تو دلمه ...   مامانی! ببخش که حالم خوب نیست ... ولی تو خوب باش ، سر حال و رو به راه ... سالم و سلامت ...   خدایا ... خدای خوبم ؛ حواست به فرشته ای که به ما به امانت دادی باشه... انگار چندان امانت دار خوبی نیستم من ، خودت محافظ اش باش و این هدیه رو به ما ببخش ...   خدایا! به بدی های من نگاه نکن ... پاکی های این فرشته رو ببین ... ببین و بخاطر پاکی ِ این فرشته هم که شده در پناه خودت حفظ اش کن و سالم به آغوشمون ببخش ... آمیــــــــ...
21 بهمن 1392

هفته دهم مادرانه های من ...

  سلام عزیزکم ... اینقدر این روزها ناخوش بودم که فراموش کردم این پست رو زودتر بزارم ... ببخش  الان من و شما هفته دهم رو به لطف خدا پشت سر گذاشتیم و وارد هفته یازدهم شدیم خدا رو شکر ... الان دقیقا 10 هفته و 3روزته دردونه مامان         و این شمایی تو هفته دهم ، عزیزترین هدیه خدا   هفته دهم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ كودك شما ديگر يك رويان كوچك نيست! هرچند او بزرگتر از يك خرما نيست، يعني طول بدن او از فرق سر تا انتهاي بدن تنها در حدود 2.5 سانتي متر يا كمي بيشتر است و كمتر از 8 گرم وزن دارد، اما بحراني ترين مرحله رشد خود را پشت سر گذاشته است. اكنون مرحله موسوم به...
15 بهمن 1392

یک عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــالمه برف!...

    سلام سلام دردونه   اگه بدونی چقدر همه جا خوشگل شده مامان ...         امروز صبح که بیدار شدم دیدم همه جا سفیدِ سفیدِ ... ماشین بیچارمون که طفلی کلا با برف پوشیده شده بود... شده بود ماشین برفی!!خخخخخخخخ   بیچاره بابا با کلی زحمت و برو بیا بالاخره تونست برفای روی شیشه جلو و بغل و یه کمی هم کاپوت رو پاک کنه و بره سر کار   این زمستون دو سه باری برف اومد اما هیچ بار این همه نَشِسته بود ! حتی دیروز هم از صبح برف میومد اما رو زمین نمیشست ، سریع آب میشد ... اما گویا دیشب یک سره تا صبح باریده و حسابی شهر رو سفید پوش کرده ... احتمالا از اون برفایی باشه که ...
13 بهمن 1392